بالاخره هم انسان نمیفهمد تكلیفش چیست: آیا باید فكر كند یا فكر نكند؟ تا وقتی مدرسه میروی بهات تلقین میكنند كه « پسرم، یاد بگیر كه فكر كنی. اگر فكر كردن را یاد نگیری زندگی بهات حرام خواهد شد! » اما بعد از آن كه مدرسه را تمام كردی وارد ارتش میشوی و آنجا سرت داد میزنند كه « حق نداری فكر كنی! اینجا جای فكر كردن نیست! » بعد كه میروی و زن میگیری عیالت غر میزند كه « وظیفه من رسیدگی به كارهای خانه است، وظیفه تو فكر كردن! » اما این بار نوبت دولت است كه از فكر كردن تو اظهار عدم رضایت و ناخشنودی كند و ترا به همین جرم فكر كردن دو سالی پشت میلههای زندان بیندازد.
برانیسلاو نوشیج

زندگی یعنی نخوابیدن، یعنی خود آزاری
....
دنیا چیزی ندارد به من بدهد
من هم چیزی ندارم به دنیا بدهم