مرد اصیل زاده

قطع اینترنت

چهارشنبه 31 خرداد 1385

نوع مطلب :عمومی، 

سلام. اولا اینکه خیلی ممنون بابت نظرای واقعا کلاسیک و در نوع خود بی نظیر.خوشحال شدم وقتی دیدم بیشتر نقد شدم.همه نقدایی که کردینو جدی گرفتم...به محض آپ همتونو خبر می کنم.

این روزا خیلی درگیریم.درگیر كار و گیم نت و بیشتر دلمشغولی های فكری.دیروز بدون مجتبی (من و آیدین) رفتیم واسه چاپ آگهی ها.آقا یه نمونه زد واسمون.پسندیدیم.یعنی خودم كار كرده بودم.منظور اینكه تایید كردیم.واسه همین گفتیم فعلا یه ۱۰۰۰ تایی بزنه.

برگشتیم خونه.سر كوچه می خواستیم بریم خونه  مجتبی اومد. آگهی كه نمونه زده بود رو نشونش دادیم.از اونجایی كه مجتبی یه چیزای منحصر به فردی داره اونقدر غلط گرفت كه آیدین بهم تشر زد و گفت بابا تو كه گفتی مشكل نداره. خداییش من فقط بار گرافیكی رو بررسی كردم.من چه می دونستم طرف اونقدر بی سواده كه به جای photo shop می نویسه : Foto shAp خلاصه خواستیم برگردیم به طرف بگیم كه آقا اونو اصلاح كن ولی دیر شده بود.دست از پا درازتر بی خیال شدیم و برگشتیم خونه.صبح ساعت 9 با آیدین قرار گذاشته بودم كه بازم مثل همیشه كه یكیمون خواب میمونه من خواب موندم.زنگ زد خونه پا شدم(مامان بیدارم كرد) رفتم.اومدیم كه به چاپخونه بگبم نزنه ولی بسته بود.الانم نشستیم كافی نت.راستی یه چیز دیگه.تلفتمون قطع شد.پولش زیاد بود و مامان به خاطر تنبیه پولشو نداد.مام كه بی خیال میایم اینجا كافی نت.فقط چیزی كه هست دیگه نمی تونم شبا تا صبح بیدار بمونم.بازم نظر بدید.ممنونم.بای بای


جلسه ۳ نفره

یکشنبه 28 خرداد 1385

نوع مطلب :عمومی، 

۲۶ خرداد هم تولد مجتبی بود كه با یه كتاب و با یه سرسید باحال و یه نامه خوشگل تولد گرفتم واسش.راستش تو شهر ما خوی یكم آدماش خیلی سنگ بار اومدن و ... .

با آیدین و مجتبی ۳روز پیش جلسه گذاشتیم!!!تو همین اتاقی که الان نشستم.موضوع جلسه این بود که چطور می شه کاری رو شروع کرد که نیازی به سرمایه اولیه نداشته باشه یا خیلی كم باشه.پیشنهاد من طراحی كارت ویزیت بود.ولی برای اون جا و مكان مناسب با تبلیغات زیاد لازم بود كه پولشو نداشتیم.بی خیالش شدیم.آیدین گفت یه شركت بزنیم كه واسطه گری كنیم.اونم به دلیل هزینه زیاد رد شد.آخر به این نتیجه رسیدیم كه از تواناییهای خودمون می تونیم استفاده كنیم.بنابر این من كاری كه 1 سال و نیم پیش شروع كرده بودم و یكی نارو زده بود رو پیشنهاد كردم.اینكه یه آگهی چاپ كنیم كه بگیم آموزش كامپیوتر به صورت خصوصی و در منزل! این تصمیمو بررسی كردیم.تصویب شد.البته چاره ای جز این نداشتیم.اما ایندفعه با دفعه قبل فرق داشت.اینكه دوستان وفاداری هستیم و اینكه این دفعه آیدین موبایل داره و می تونیم موبایل بدیم و مطمئن باشیم كه آیدین نارو نمی زنه.

به هر حال رو این آگهی دارم كار می كنم.قراره فردا بریم بدیم چاپ تا شب بندازیم تو خونه های مردم بدبخت.چرا بدبخت؟واسه اینكه مجبورا بی سواداش به ما فحش بدن كه این چه كاریه و از این حرفا...ولی فكر نكنم بشه شب رفت بیرون.آخه تو خونه ها گیر می دن که شب بیرون نباش.ممكنه ظهر بریم كه خلوت باشه و روز.به هر حال تورو خدا دعامون كنید.این یه شروعه كه ایشالا خوب پیش میره.

راستی نظرم بدید خیلی خوبه ها


از گذشته

شنبه 27 خرداد 1385

نوع مطلب :عمومی، 

http://www.royalman.mihanblog.com/

نمی خوام زیاد رو گذشتم زوم كنم و اصلا لزومی هم نداره.ولی یه چیزایی بدونید خوبه.كمك می كنه مطالب بعدیمو بهتر بفهمید.از 3سال پیش شروع می كنم.از اون سالی كه كم كمك فهمیدم واقعیت چیه و فرق زندگی زیر 15 سال با زندگی بالای 15  سال چیه.حتی اگه 15 سال و 1 روزت باشه.بعضیا می گفتن خیلی زود بالغ شدم.آخه وقتی بابام سال 78 فوت شد (ممنون خدا رفتگان شما رو هم ببخشه) خیلی مردونه اومدن بهم گفتن اینه و اونه كه من فهمیدمو ... .

لقبم از 2سال پیش كمیسر شد و دوست دارم بقیم با این اسم صدام كنن.ولی وحید اسم واقعیمه ولی چون زیاد شده دیگه خاصیتشو از دست داده.داشتم از 3سال پیش می گفتم.وقتی كه چشم آدم به روی دنیا باز می شه و ادم می فهمه كه بعد چند مدت باید به استقلال رسید.از همون اول شروع كردم امتحان كردن راهای رسیدن به استقلال( سروره!!!) 2سال پیش ،تولدم كه كیكی وجود نداشت فهمیدم قضیه از چه قراره.خوب حالا جبهه نگیرید كه خونواده كم محبته.نخیر.آخر محبتن.قسم می خورم. فقط بضاعت اجازه نمی ده.از سر بدشانسی همیشه تو روزای خاص ( روز مادر ، تولد و ...) موجودیمون تا حد صفر پایین می آد.ولی اگه خدا بخواد كه باید بخواد( كفر گفتنم چه حالی می ده) قراره بعدا درست بشه.

1سال پیش بود كه فهمیدم باید یه كاری راه بندازم كه هم كمكی به خانواده باشه هم اینكه به همون استقلال خودم برسم.ولی متاسفانه سرمایه اولیه می خواست كه نداشتم.برا همین شروع كردم به شمردن چیزایی كه تو خونه برا فروش داشتم.یه جامدادی كه از بچگیا به ارث رسیده بود ، یه جا كلیدی خوشگل‌،یه دستكش بیلیارد و یه چند تایی كتاب كه از همشون بیشتر برام ارزش داشتن كه از فروششون 10000 تومنی به دستم می اومد كه برابر بود با3 روز خوش گذرونی.پس بیخیلش شدم.1 ماه فكر كردم. حالتی كه شبیه افسردگی بود.بعد اون یه ماه فهمیدم كه باید از استعدادم استفاده كنم.زدم تو خط آموزش كامپیوتر .از ویندوز گرفته تا نرم افزارای متفرقه و هك... .خداییش اون موقع خیلی اوستا بودم تو كامپیوتر و... . آگهی چاپ كردیم و زدیم رو در و دیوار كه آقا آموزش خصوصی می دیم و از این حرفا.شماره خونه رو داده بودم.راستش موبایل نداشتیم. الانشم ندارم. ولی از اونجاییكه روزا بیشتر وقتا مشغول كار تو شركت بیلیار بازان حرفه ای بودم اگه كسی برای تقاضا زنگ می زد خونه مامان خیلی راحت زحمتامونو به بار می نشوند.( اشتباه گرفتید!!!) حالا بماند كه یكی از نا رفیقا تو این راه سرمونو شیره مالید و نامردی كرد.

این از گذشته دردناك من. بماند كه الان تجربه یه آدم بزرگو داریم.یه مدتم این اواخر تو دفتر یه هفته نامه كار می كردم.هم گرافیستشون بودم ، هم مطلب جمع می كردم‌، بعضا مسائل رو كارشناسیم می كردم و اگر فرصت می شد بازاریابیم می كردم .ولی به خاطر در آمد كمی كه داشت بی خیالش شدیم.

برای این پست كافیه.فقط تو رو خدا فكر نكنید اومدم داستان بنویسمو نمیدونم زندگی دردناكمو منتقل كنم به بقیه تا دلسوزی كنن و از این حرفا... فقط می خوام برا خودم بنویسم.خوب اگه می خونین مشكلی نیست.


شروع

شنبه 27 خرداد 1385

نوع مطلب :عمومی، 

سلام.شاید این بیستمین وبلاگیه که دارم می نویسم.ولی ایندفعه به خدا فرق داره...این دفعه نه نرم افزاری هست...نه پاتوق و نه... هیچ وقت تو وبلاگایی که داشتم از عشق و این جور حرفا نذاشتم که گذاشته بشه.آخه بیشتر وبلاگام دسته جمعی بود.

ایندفعه می خوام در مورد تصمیمام بنویسم.از ۳ نفر دوست.که می خوان دنیا رو تکون بدن.آره.یکیشون منم. اونیکیا رو هم بعدا معرفی می کنم. حالا بماند که چه تصمیمایی گرفتیم و چه بحثایی بعضا راه می ندازیم. این وبلاگ جدید که هنوز اسمش به دلم ننشسته.آخه ممکنه بعضیارو عصبانی کنه. ساعت رو دیوار خوابیده.رو ساعت ۹:۴۵.نمی دونم شاید یه حکمتی بوده.به هر حال...

وقتی ۳تا نقطه می ذارم ( ... ) یعنی هر چی میخوای برداشت کن.




فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

اَبر برچسبها